X
تبلیغات
زولا

درمدارماه

معصومه طاهری

رها شدن تا تو

از دوستی کتابی به دستم رسید٬ سیب سرخ خورشید بود

درست وقتی که دستم دنبال دستش می گشت...چشمم به آسمان بود

تا صفحه ای از صفحاتش را باز کردم

پاره شدن از تعلّقات

تا حالا تجربه اش کرده ای؟

تا حالا ازچیزی که بسیار دوستش داری رها شده ای؟

زیباترین وعزیزترین درزمین؟

تجربه ای تلخ امَا

گم می شوی چند روزگیج، حیران امَا...

سکوی پروازت خواهد شد

تعلَقات سکوی پرواز است، انگار

رها شوی پریدی!

امَا امان از این حس غریبگی 

امان

در حالیکه آشنایی ولی حس غریبی می کنی، تجربه کرده ای؟

وهرروز صبح به اذن او همه ی خلق صدایت می کنند

صدایشان زیباست

و پروازبدون این ها امکان ندارد 

انگار

با این هاوبا تو ...

پی نوشت: حرف دل